زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ١٤٣ - ٢٦٣ مزار سيد يحيى بن عمر علوى
«شاهى» رسيدم، راه را گم كردم. پيرزنى را ديدم كه از من پرسيد: «اى شيخ! كجا را مىخواهى؟» گفتم: «غاضريه را». گفت: «از ميان اين وادى (دره) حركت كن. به انتهاى آن رسيدى، راه برايت مشخص مىشود».[٤٤١]
٤. زمانى كه شريك بن عبدالله، قضاوت كوفه را برعهده داشت، براى ديدار خيزران، از كوفه بيرون رفت و به شاهى رسيد. خيزران در آمدن نزد او، تعلّل ورزيد. شريك سه روز در انتظار وى، آنجا ماند. پس خيزران، اين ابيات را سرود:[٤٤٢]
٥. صاحب المجدى، در معرفى يحيى بن عمر مىنويسد: «او صاحب شاهى، روستايى از سواد كوفه، است».[٤٤٣]
٦. يعقوبى نيز درباره يحيى، نوشته است: «آنها در محلى به نام شاهى، ميان كوفه و بغداد باهم، روبهرو شدند».[٤٤٤]
٧. در خبرى آمده است: «شاهى، در پنج فرسخى كوفه است».[٤٤٥]
٨. «براقى» درباره يحيى بن عمر، مىنويسد: «او صاحب شاهى (روستايى از سواد كوفه) است كه در دوره مستعين، كشته شد و قبرش، نزديك «قنطرة السنية الشافعية»، شناخته شده است».[٤٤٦]
٩. ابن طقطقى نيز درباره يحيى، مىنويسد: «او كشته «شاهى» است كه روستايى نزديك كوفه، از سمت «در الحائر»، بوده است».[٤٤٧]
با توجه به آنچه درباره موقعيت «شاهى» بيان شد و مقايسه آن با موقعيت دو زيارتگاه، مىتوان به نتايج زير رسيد:
[٤٤١] . الامالى، ص ٣٢٢.
[٤٤٢] . معجم البلدان، ج ٣، ص ٣١٦.
[٤٤٣] . المجدى فى انساب الطالبيين، ص ١٧٠.
[٤٤٤] . تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٤٩٧.
[٤٤٥] . اخبار الدولة العباسية، ص ٣٦٩.
[٤٤٦] . تاريخ الكوفة، البراقى، ص ٨٢.
[٤٤٧] . الاصيلى فى الانساب، ابن طقطقى، ص ٢٤٩.