زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٤٣٤ - ٤٤٠ مقام حضرت مهدى (عج) و قبر محمد بن قاسم صوفى علوى
اين فرمان، بيانگر دو نكته مهم است: نخست، ميزان قدرت و موقعيت نظامى محمد بن قاسم را ترسيم مىكند كه با توج به شكست او از دشمن و پراكنده شدن نيروهايش، همچنان دشمن از او، اين همه وحشت دارد و براى دستگيرىاش، آن تدابير نظامى را به كار مىگيرد.
دوم آنكه، ميزان وحشت حكمرانان خراسان را از تمايل فرمانده برگزيدهاش به انقلابيان، روشن مىسازد. به همين علت، چندين بار با بيانهاى گوناگون، او را از مخالفت با فرمانش، بر حذر مىدارد و به او گوشزد مىكند كه جاسوسى بر او، گمارده است كه حتى شمارش نفسهاى او را به اطلاع وى، مىرساند.
فرمانده با اجراى دقيق فرمان، توانست محمد بن قاسم و همرزمش ابوتراب را دستگير كند و در حالىكه آنان را سخت دربند كشيده بود، به نيشابور برد. وقتى عبدالله بن طاهر، چشمش به محمد افتاد و او را با آن وضع ديد، بر فرماندهاش فرياد برآورد: «واى بر تو ابراهيم! آيا از خدا نترسيدى كه با اين مرد صالح، چنين كردى و او را با اين زنجيرهاى سنگين، به بند كشيدى؟!».
فرمانده در پاسخ گفت: «اى امير! ترس از تو، ترس از خدا را از يادم برد و نيز وعدهاى كه به من دادى، عقلم را ربود». به دستور حكمران خراسان، غل و زنجير سنگين را از پاى محمد گشودند و زنجير سبكترى بر پاى او زدند و او را به زندان افكندند.
محمد، مدت سه ماه، در زندان عبدالله بود. حاكم خراسان، سعى مىكرد جريان دستگيرى محمد را از مردم، پنهان دارد؛ چون او در منطقه خراسان، هواداران بسيارى داشت و بيم آن مىرفت كه در صورت آگاهى، عليه نيروهاى حكومتى، شورش كنند.
محمد بن قاسم را از نيشابور به بغداد بردند و به دستور معتصم، به زندان افكندند. ولى ديرى نپاييد كه با طرح ماهرانهاى، از زندان گريخت و به واسط رفت و در آنجا، پنهان گشت.
وى، دوران معتصم، واثق و مدتى از دوران متوكل را در خفا، به سر برد و به نقلى، در زمان متوكل، دوباره دستگير شد و تا آخر عمر، در زندان بهسر برد. به گفته برخى نيز مسموم شد و به شهادت رسيد.[١٥٨٨]

...
[١٥٨٨] . مقاتل الطالبيين، صص ٣٨٧- ٣٩٢.