زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٣٢ - ١٨٨ زيارتگاه عبدالله بن مبارك
موسيقى اشتغال داشت. اما لطف الهى شامل حالش شد و او را به اخلاص و بندگى كشاند.[٢٤]
از بسيارى از تابعان، بزرگ مانند موسى بن عقبه، هشام بن عروه، حميد بن طويل، اعمش، اوزاعى، ثورى و ديگران، روايت شنيد و بسيارى از وى، حديث نقل كردند. در حفظ حديث، فقه، زبان عربى و شعر توانا بود؛ چنانكه وى را به اميرمؤمنان و امام حديث شناختهاند.[٢٥] حدود بيست هزار روايت، نقل كرده است و او را دانشمندى بىهمتا و يگانه در كسب دانش[٢٦] و فقيهترين مردم دانستهاند.[٢٧] به گزارشى، او از چهار هزار نفر، حديث شنيد و از هزار نفر، حديث نقل كرد. معاصرانش او را در ابعاد مختلف علم و عمل، يگانه مىدانستند.[٢٨] درباره دقت نظر او در نقل حديث، بسيار گفتهاند؛ چنانكه مرجع اختلاف راويان كوفه و دانا به روايت حوزههاى مختلف حديثى، مانند عراق، شام، مدينه، يمن و مصر بود و به نگاشتن حديث، اهميت مىداد.[٢٩]
از عبدالله بن مبارك، كتابى در جهاد و كتابى در سنن و كتابىدر تفسير، باقى مانده است.[٣٠] او كسب دانش را بالاترين فضيلت پس از نبوت مىدانست و بر كمك كردن طالبان دانش، اصرار داشت.[٣١] هرچند شاگردى ابوحنيفه را كرده بود و او را مىستود و از نظراتش آگاهى داشت، اما مكتب اهل رأى را نمىپسنديد و رأى و نظر را در حد تفسير روايات، معتبر مىدانست و رأىگرايى افراطى را سفاهت مىشمرد.[٣٢] او جهميان را بدتر از
[٢٤] . تاريخ مدينة دمشق، ج ٣٢، ص ٤٠٦.
[٢٥] . تاريخ الإسلام، ج ١٢، ص ٢٣٠؛ تاريخ مدينة دمشق، ج ٣٢، ص ٤٠٢.
[٢٦] . تاريخ الإسلام، ج ١٢، ص ٢٢٣.
[٢٧] . تاريخ مدينة دمشق، ج ٣٢، ص ٤٢٨.
[٢٨] . تاريخ الإسلام، ج ١٢، ص ٢٢٤.
[٢٩] . همان، ص ٢٢٧؛ تاريخ مدينة دمشق، ج ٣٢، ص ٤٠٣ و ~٤٠٨
[٣٠] . موسوعة طبقات الفقهاء، ج ٢، ص ٣٤٧.
[٣١] . تاريخ الإسلام، ج ١٢، ص ٢٣٤.
[٣٢] . همان، ص ٢٣٦.