زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ١١٣ - ٢٤٢ آستان زيد بن امام زينالعابدين (ع)
«ابواسحاق سبيعى» نيز مىگويد: «رَأَيْتُ زَيْدَ بْنِ عَليٍّ (ع) فَلَمْ ارَفي أَهْلِه مِثْلَهُ أَفْضَلَ وَ كانَ أَفْصَحَهُمْ لِسانا وَأَكْثَرَهُمْ زُهدْا وَ بَيانا»؛[٣٥٧] «من كسى را همانند زيد، در فضل، فصاحت لسان، كثرت زهد و خوبى بيان، در عصر او نديدم».
«قيروانى» در كتاب «زهرالآداب» مىگويد:
زيد بن على (ع) مردى ديندار، شجاع و از بهترين نوادگان هاشم بود. او خوش كلام و نيكورفتار بود. سران بنى اميه به حاكمانشان در عراق، مىنوشتند كه نگذاريد مردم كوفه با زيد (ع) تماس بگيرند؛ چون او زبانى برندهتر از شمشير، تيزتر از نوك نيزه و مؤثرتر از سحر و كهانتى كه در گرهها دميده شود، دارد.[٣٥٨]
زيد بن على، مفسر قرآن: همانطورى كه گفته شد، يكى از القاب زيد، «حليف القرآن»[٣٥٩] يعنى «همراز قرآن» بود. او هميشه با قرآن سروكار داشت و از ذكر خدا و كتاب او، غافل نبود؛ چنانكه امام باقر (ع) فرمود:
روزى پدرم، زيد را خواست و دستور داد قرآن بخواند. او نيز خواند. سپس پدرم آيات مشكل قرآن را از او پرسيد و او نيز يكى يكى، جواب صحيح داد. پدرم آنچنان تحت تأثير استعداد و دانش و انس او با قرآن، قرار گرفت كه برخاست و بين دو چشم زيد را بوسيد.[٣٦٠]
زيد مىگويد: «خَلَوْتُ بِالْقُرآنِ ثَلاثَ عَشْرَةَ سَنَةً أقرَأُهُ و أَتَّدَبَّرُهُ»[٣٦١]؛ «سيزده سال با قرآن خلوت كردم. آيات آن را مىخواندم و درباره آن مىانديشيدم». «ابونصر بخارى» نيز از ابن ابىجارود، روايت مىكند:
قَدِمْتُ الْمَدينَةَ فَجَعلْتُ كُلَّما سَأَلْتُ عَنْ زَيدِ بنِ عَليٍّ، قيلَ لي ذاكَ حَليفُ الْقْرانِ ذاكَ اسْطُوانَةُ الْمَسجِدِ.[٣٦٢]
[٣٥٧] . نامه دانشوران، ناصرى، ج ٥، ص ١٦٩.
[٣٥٨] . وقايع الايّام، خيابانى، شهر صيام، ص ٧١.
[٣٥٩] . الشجرة المباركة، ص ١٢٧؛ سرّالسلسة العلويّه، ص ٥٧؛ الأصيلى، ص ٢٢٧؛ لباب الأنساب، ج ١، ص ٤٠٧.
[٣٦٠] . زيد الشهيد( ع)، ص ٢٢؛ قيام زيد بن على( ع)، ص ٤٤.
[٣٦١] . المواعظ و الإعتبار بذكر الخطط و الآثار، ج ٢، ص ٤٣٦.
[٣٦٢] . مقاتل الطالبيّين، ص ١٣٠؛ وقايع الايّام، خيابانى، ص ٦٧.