زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ١٦٢ - ٢٦٣ مزار سيد يحيى بن عمر علوى
فرزندان و نسل يحيى
بىشك، يحيى، زن و فرزندانى داشته است و چنانكه ابوالفرج اصفهانى مىنويسد، آنها جزو اسرا به بغداد فرستاده شدند. متأسفانه، نام و تاريخ تولد و چگونگى زندگى آنها بر ما معلوم نيست. البته بيشتر علماى انساب، يحيى را «بلا عقب»؛ «بدون نسل»، دانستهاند؛[٥٢٦] براى مثال، بخارى مىگويد: «برخى از مردم، ندانسته، عدهاى را به يحيى منتسب كردهاند كه اشتباه است».[٥٢٧] از اين دو قول، مىتوان چنين برداشت كرد كه شايد يحيى، فرزندانى داشته، ولى از فرزند پسر او، نسلى باقى نمانده و نسل يحيى از فرزند ذكور او، منقطع شده است. با وجود آنچه گفته شد، ابنخلدون مىنويسد:
وكان حسن المذهب في الصحابه و إليه ينسب العُمَريُّون الذين استقاموا بالكوفة أيّام الديلم من قبل السلطان ببغداد.[٥٢٨]
يحيى نسبت به صحابه، مذهب خوبى داشت و طايفه عمريان كه در روزگار ديالمه در كوفه حكومت داشتند، از قبل سلطان بغداد، به او منتسب مىباشند.
در سوگ يحيى
يحيى بن عمر، در راه دفاع از اسلام و كيان دين و نجات مسلمانان از ستم و تجاوز خلفاى جائر عباسى، قيام كرد و در اين راه مقدس، به شهادت رسيد. از اينرو، ياد او از دل هيچ مسلمان آزاده و معتقدى، بيرون نمىرود. شأن مبارزان راه خدا، كسانى كه جان خود را فداى اسلام كردند، همين است.
بدين ترتيب، قيام يكى ديگر از علويان زيدى كه هدف اصلى آنان، مقابله و قيام عليه ستم عباسيان بود، با خونريزى و درندهخويى غيرانسانى آنان، سركوب و نابود شد.
مردم براى كشته شدن يحيى، متأثّر بودند و بهشدت مىگريستند و محافل و مجالس
[٥٢٦] . الأصيلى، ص ٢٥٠؛ المجدى، ص ١٧؛ الفخرى، ص ٤٠؛ تهذيب الأنساب، ص ١٩٢.
[٥٢٧] . سرّ السلسلة العلويّه، ص ٦٢؛ عمدة الطالب، ص ٣٠٤.
[٥٢٨] . تاريخ ابن خلدون، ج ٤، ص ١٤٧.