رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٨ - ب) جلب اعتماد عمومى
نتيجه اينكه: اگر كسى بخواهد در برابر گناه دروغ، معصوم باشد، بايد از بيشتر و بلكه تمام گناهان، مصونيت داشته باشد، زيرا مفاسد و گناهان با يكديگر رابطه نزديك و پيوند نا گسستنى دارند.
٢- به فرض اينكه عقلًا تفكيك دروغ از ساير گناهان ممكن باشد، براى افكار عمومى، هضم اين مطلب بسيار مشكل است. چگونه توده مردم مىتوانند باور كنند كه كسى به هزار گونه ظلم، احجاف و خلافكارى آلوده باشد، اما اگر دنيا را به او بدهند كه يك دروغ بگويد، حاضر نشود؟! قبول چنين مطلبى بسيار دشوار است.
به همين دليل، هنگامى كه مىخواهند روحيه كسى را تشخيص دهند، چند عمل خوب و بد او را معرف وضع عمومى روحيه او قرار مىدهند و اگر گاهى در ميان افراد آلوده، گناهكار و فاسد، افرادى پيدا شوند كه از بعضى جهات اخلاقى، امتيازاتى داشته باشند، اعجاب و شگفتى از آنها ياد مىشود. حال اين طرز قضاوت درست است يا نه، مظلب ديگرى است، ولى منظور ما اين است كه چنين تفكيكى را- به فرض اينكه عقلًا امكانپذير باشد- افكار توده مردم آن را نمىپذيرد و در نتيجه، جلب اطمينان و اعتماد آنهااز اين راه ميسر نيست، زيرا يك عمل خلاف و زننده از يك رهبر- آن هم يك رهبر روحانى و معنوى- براى بد بين ساختن آنها كافى است.
نتيجه اينكه: براى جلب اعتماد عمومى صد در صد نسبت به پيامبران، راهى جز معصوم بودن آنها در برابر تمام گناهان نيست و خدايى كه آنها را براى اين منصب بزرگ برگزيده، اين موهبت را نيز به آنها داده است.