رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣ - ١- اعجاز
خارقالعاده بر راستگويى مدعى نبوت و درستى تعليمات او دلالت دارد؟ اساساً چه ارتباطى ميان اين دو (انجام كار خارقالعاده و مقام نبوت) موجود است؟ چه اشكالى دارد كه كسى معجزهاى انجام دهد، ولى پيامبر نباشد؟ و خلاصه به نظر مىرسد كه اين دو موضوع با يكديگر ارتباطى ندارند، با اين حال چگونه مىتوان يكى را دليل بر ديگرى گرفت؟ اگر كسى فرضاً خطاط ماهرى باشد، آيا دليل بر اين است كه مرد دانشمند و نكته سنجى هم هست؟!
دانشمندان در پاسخ اين ايراد دو نوع جواب دادهاند:
١- هنگامى كه كسى از طرف خداوند دعوى رسالت كند و مردم از وى سندى بر صدق گفتارش بخواهند تا ارتباط خود را با مبدأ جهان هستى اثبات نمايد و او هم دست به كارى بزند كه انجام آن از قدرت بشر عادى بيرون باشد، نشانه اين است كه او راست مىگويد و از طرف خداوند است، زيرا دادن چنين قدرتى به چنين كسى، تفسيرى جز اين نمىتواند داشته باشد كه خداوند گفته او را تصديق كرده و او را سفير، نماينده و پيامبر خود شناخته است. اگر او دروغگو باشد چه معنى دارد كه چنان قدرتى به او داده شود؟ بنابر اين دادن چنين قدرتى در حقيقت امضاء دعوى نبوت اوست [١]
٢- پيامبر با ادعاى رسالت مطلب، خارق عادتى ادعا مىكند. او مىگويد از طريق وحى و ادراك خاصى كه مغاير ادراكات ظاهرى و
[١]-/ (تفسير المنار ج ١، ص ٢١٧)