رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢ - ١- اعجاز
حوادث جهان هستى به آن مبدأ بزرگ باز مىگردد به ماوراء طبيعت منتهى مىشود، ولى در اينجا عامل نزديك همان عامل طبيعى است.
(دقت كنيد).
بد نيست اين موضوع را با يك مثال ساده روشنتر سازيم:
ممكن است معجزه پيامبرى اين باشد كه در هر ساعتى كه بخواهد، دعا كند و باران بيايد. البته نزول باران، معلول تابش آفتاب بر سطح اقيانوسها، حركات ابرها، وزش بادها و ... است.
اينها همه يك سلسله علل طبيعى و عادى است، ولى مسلماً دسترسى به عوامل ناشناخته- كه جنبش ابرها و شرائط ريزش باران را در اختيار اراده كسى در آورد- جنبه عادى ندارد و از يك رابطه ماوراء طبيعى حكايت مىكند.
منظور از اين مثال ساده اين است كه: لزومى ندارد اصرار بورزيم كه معجزات نمىتوانند علل طبيعى داشته باشند، همانطور كه روى طرف مقابل آن هم نمىتوان اصرار ورزيد. يعنى براى تمام معجزات يك سلسله علل طبيعى و مادى ناشناخته قايل شد، زيرا اگر چه اين موضوع امر ممكنى است ولى دليلى هم بر لزوم آن نمىبينيم. البته بايد توجه داشت كه معجزه در هر دو صورت داراى يك رشته شرايط مادى و طبيعى است (مانند مكان، زمان و مادهاى كه معجزه روى آن واقع مىشود) و اگر نام اين شرايط را علل طبيعى بگذاريم بايد، در اين صورت تصديق كنيم كه هيچ معجزهاى خالى از علل طبيعى نيست.
چگونه اعجاز دليل نبوت است؟
ممكن است بعضى ايراد كنند و بگويند: چگونه انجام يك كار