رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧ - ١- اعجاز
و حيرتانگيز معرفى گردد، ايمان مردم را نسبت به انبيا راسختر، دور افتادگان را نزديكتر و مخالفين را سرشكستهتر مىسازد، به همين جهت مطالب بى اساس و گاهى صد و نقيض با فكر ناقص خود ساخته و به آن بزرگواران نسبت دادهاند و به تصور خود از اين راه خدمت شايان توجهى به مبانى مذهب كردهاند! اين از دوستان نادان.
دشمنان دانا هم كه حالشان معلوم است.
ب) ادعاى پيامبران دروغين دين ساز.
براى اينكه يقه خود را از چنگ مردمى كه از آنها درخواست معجزه داشتند، نجات دهند، به كلى مسأله اعجاز را انكار كرده و با پيروى از منطق شتر ديدى نديدى خود را آسوده ساختند! ضمناً سخنان سفسطهآميزى براى توحيد كار خود و اثبات محال بودن معجزه ذكر نمودهاند كه بعداً به آن اشاره خواهد شد [١] مجموع اين مسائل باعث شده كه مسأله اعجاز در نظر بعضى به صورت مشكل- لا ينحلى جلوه كند، در حالى كه اين مسأله نه تنها لا ينحل نيست بلكه مشكل هم نيست تنها نقاط مبهمى دارد كه بايد با توضيحاتى روشن شود.
در ضمن هدف ما در اين بحثها اين نيست كه از هر معجزهاى- كه در هر كتاب يا حديث ضعيفى به پيامبران نسبت داده شده- دفاع كنيم، زيرا در ميان آنها معجزات مجعول يا مشكوكى وجود دارد كه
[١]-/ قهرمان اين موضوع كسروى است كه در كتاب ضوفيگرى و كتابهاى ديگر خودمطالب جالبى در اين زمينه دارد كه در بحثهاى آينده به آن شاره خواهد شد