رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣ - راه صحيح تربيت
سركش و قلدر است و گاه مىشود كه چنان از حدود اختيارات خود تجاوز مىكند كه عقل را به زندان مىافكند و سرنوشت وجود ما را به كلى در اختيار خود مىگيرد و اينجاست كه خط مشى زندگى ما به دست او تعيين مىشود و اينجاست كه تعليم و آموزش، هيچ گونه نقشى در وجود ما نخواهد داشت. جار و جنجال غرايز سر كش چنان غوغايى در سرزمين وجود ما به راه مىاندازد كه هرگز صداى عقل خير انديش، مدبّر و راهنما به گوش نمىرسد و مقدرات ما به دست همين غرايز مىافتد.
راه صحيح تربيت
با توجه به اين حقايق- كه غالباً شواهد زنده آن را در دوران زندگى خود ديده و آزمودهايم- تصديق مىفرمايد كه مشكل تربيت و تهذيب اخلاق، تنها مسئله جهل و ندانستن خوب و بد نيست، بلكه مشكل اساسى همان تعديل غرايز و بهره بردارى صحيح از آنها در راههاى مفيد و سودمند است.
به عبارت ديگر: تربيت صحيح آن است كه علاوه بر راهنمايى عقل و درك صحيح عوامل سعادت و فضيلت، اميال و غرايز را آن چنان پرورش دهيم كه با نداى عقل و وجدان هماهنگ شود و از اين منابع بزرگ وجودمان (اميال و غرايز) در راه هدفهاى عالى عقلانى به صورت صحيحى بهره بردارى كنيم. ١٢
به عبارت سادهتر: بايد اين قوه اجرايى، صد در صد مطيع، با انضباط و از نظر تشكيلات، هماهنگ و همصدا با قوه قانونگزارى عقل باشد و اين مسير نيست مگر از طريق به كار بستن اصول دقيق