رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤ - وجدان به جاى مذهب!
وجدان به جاى مذهب!
در حقيقت كسانى كه مدعى جانشينى وجدان به جاى مذهب هستند، هيچ كدام را به طور كامل نشناختهاند! به عبارت ديگر: نه موقعيت فردى و اجتماعى مذهب را ارزيابى كردهاند و نه حدود تأثير وجدان را.
با توجه به نكاتى كه درباره ماهيت وجدان و قلمرو حكومت آن گفته شد، احتياج چندانى به دليل ديگرى براى اثبات اين موضوع نداريم، ولى چون موضوع مهم و قابل توجهى است، خوب است كه در اين باره، بحث و دقت بيشترى شود. در بخش اوّل كتاب، هدف بعثت پيامبران را در سه قسمت (تعليم، تربيت و اصلاح قوانين اجتماعى) خلاصه كرديم و به طور مشروح درباره هر يك از اين سه قسمت بحث شد.
حال بايد از كسانى كه مىگويند: وجدان مىتواند جانشين مذهب شود، سئوال كرد كه: منظور شما كدام يك از سه پرسش زير است؟
١- آيا وجدان مىتواند در نقش يك معلم بزرگ آسمانى قرار گيرد و علومى را- كه براى سعادت فردى و اجتماعى ما لازم است و از طريق مطالعات عادى نمىتواند آن را دريافت- به ما بياموزد؟
٢- آيا وجدان مىتواند به عنوان يك مربى كامل، خالى از گونه لغزش، گناه و خطا، ما را تربيت كند و در اصول اخلاقى، راهنماى ما باشد؟
٣- آيا وجدان مىتواند اصول قوانين اداره اجتماع را به ما تعليم دهد و قوانين موجود را اصلاح كند؟ به طور مسلم، پاسخ سئوال اول،