رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨ - ١- لزوم بعثت انبيا از نظر تعليم
سعادت بشر با خبر باشد و راه صحيح وصول آن را با تمام مشخصات به او نشان دهد؟ ما چگونه مىتوانيم در پيمودن اين راه، تنها به علم و دانش بشر، تكيه كنيم، در حالى كه هنوز بعد از آن همه پيشرفتهاى شگرف علمى، بسيارى از مسائل ابتدايى بر ما مجهول است؟.
ما همه چيز را با عقل خود تشخيص مىدهيم، ولى آيا مىتوانيد دانشمندى را در جهان پيدا كنيد كه به راستى بداند حقيقت اين عقل چيست؟! ما قبل از هر چيز يك موجود زنده و جاندار هستيم، ولى آيا بزرگترين زيستشناسان دنيا مىتوانند بگويند كه حقيقت زندگى ٤ و جان چيست؟!
تحت چه عواملى پيدا شده و چه قوانينى بر آن حكومت مىكند؟
اين از نظر شناسايى روح و جسم خود.
اما از نظر اجتماعى: دنياى امروز از نظر اجتماعى و بلكه سياسى و اقتصادى به چند قطب كاملًا متضاد تقسيم شده، اين چند دسته براى خود دانشمندان و متفكرانى دارند و براى اثبات درستى عقيده و مرام خود و نادرستى عقيده و مرام طرف مقابل، هزاران كتاب، رساله و مقاله نوشته و ميليونها سخنرانى كردهاند. هر كدام روش خود را تنها راه ترقى و سعادت مىداند و راه ديگرى را مايه بدبختى، و عقب افتادگى و هرج و مرج! و هر چند يك بار، اين كشمكش به صورت جنگ گرم و سرد ظهور پيدا مىكند. در حقيقت دنياى امروز در تشخيص الفباى زندگى اجتماعى، سياسى و اقتصادى خود تا اين اندازه سرگردان و حيران است و مرجعى براى حل اختلاف عقيده ندارند. و با اين حال باز مىتوان گفت: بشر تنها با پاى عقل و دانش