رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٩ - ١- ميزان فهم وحى
چشمهاى علم هر قدر هم تيز بين و مجهز باشد، قدرت ديد آن از اين اندازه تجاوز نمىكند.
علوم طبيعى بر پايههاى حس، آزمايش و مشاهده بنا شده و ابزارش تلسكوپها و ميكروسكوپها، آزمايشگاهها، سالنهاى تشريح و ... است، با اين حال چگونه مىتواند- جز درباره مسائلى كه مربوط به ماده و طبيعت است، به نفى و اثبات بپردازد؟ مسائل ماوراء طبيعت نه با تلسكوپ و ميكروسكوپ قابل مشاهده است و نه روى ميز آزمايشگاه و سالن تشريحقرار مىگيرد.
٢- علوم به آخرين سير تكاملى خود برسد و متوقف شود! يعنى هيچ راز پوشيده، گره ناگشوده و سنگر فتح نشدهاى در برابر علوم وجود نداشته باشد، اما تا اين سير تكاملى ادامه دارد و دانشمندان بزرگ دنيا در آزمايشگاهها و كتابخانهها مشغول به مطالعه و آزمايش هشتند، اين سخن بى معنا است.
روشنتر اينكه: اگر اكنون كسى بگويد: «آنچه را علوم اثبات نكرده انكار مىكنم» مفهومش اين است كه: تمام دانشمندان و مكتشفين بيهوده تلاش مىكنند، زيرا همه آنها به دنبال چيزى ميگردند كه هرگز علم آن را ثابت نكرده!
جالب توجه اينكه، هر زمان كه علوم در سير تكاملى خود ما را به حقيقت تازهاى آشنا مىكنند، به موازات آن مجهولات فراوان تازهاى هم پيش پاى ما مىگذارند. مثلًا: ما قبل از كشف جهان جانداران ذره بينى به وسيله پاستور، تنها يك مجهول در اين زمينه داشتيم، ولى پس از كشف آن، صدها مجهول از رابطه با انواع و اقسام ميكربها،