رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢ - ١- اعجاز
همصدا شوند و از آيات قرآن مجيد نيز شاهدى براى مقصور خود بياورند! آنها مىگويند:
هنگامى كه مشركان عرب از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم تقاضاى معجزات گوناگونى كردند، آن حضرت سريعاً به عجز خود اعتراف نمود و دست رد به سينه آنها گذارد، قرآن مجيد اين داستان را چنين نقل مىفرمايد:
«و قالوا لن نؤمن لك حتّى تفحر لنا من الارض يندوعاً او تكون لك جنة من نخيل و عنب فتفجر الانهار خلالها تفجيراً او تسقط السماء كما زعمت عليما كسفاً او تأتى بالله و الملائكة قبيلًا او يكون لك بيت من زخرف او ترقى فى السماء و لن نومن لرقيّك حتّى تنزّل علينا كتاباً نقرؤه قل سبحان ربى هل كنت الا بشراً رسولًا [١] و گفتند: ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم مگراينكه چشمهاى از زمين براى ما بيرون بياورى يا باغستانى از خرما و انگور داشته باشى كه نهرهاى آب جارى از ميان آن بجوشد يا قطعات آسمان را- آنچنان كه پنداشتهاى- بر سر ما فرود آورى يا خدا و فرشتگان را حاضر گردانى! يا خانهاى از طلا داشته باشى، يا به آسمان صعود كنى، حتى به صعود كردن تو ايمان نمىآوريم تا نامهاى (از طرف خدا!) بر ما نازل كنى كه شخصاً آن را بخوانيم، بگو: منزه است پروردگارم، (از اين سخنان بى معنى!) مگر من جز بشرى هستم كه به
[١]-/ بنى اسراييل/ ٩٣ تا ٩٠