رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٧ - ١- فقدان دليل
٣- كسانى كه وحى را چنين تفسير كردهاند، در برابر اعجاز پيامبران- كه وجود چنين رابطه مرموزى را با آفريدگار جهان و عالم ماوراء طبيعت اثبات مىكنند- هيچ گونه جوابى ندارند، زيرا اعجاز و ساير دلائلى كه براى شناسايى صدق گفتار پيامبران گفته شد، همگى حاكى از اين است كه ميان پيامبران و آفريدگار جهان، يك نوغ رابطه مرموز- كه غير از تفكرات معمولى، علم، دانش و نبوغ انسان است- وجود داشته است.
توضيحات
١- وحى در لغت به مهنى صداى آهسته و يا چيزى را آهسته به كسى گفتن است و گاهى نيز به معنى اشاره مىآيد. امير مؤمنان على (عليه السلام) در پاسخ مشخصى كه از لفظ وحى سؤال نمود، آن را به هفت قسم تفسيم نمود:
الف) وحى رسالت و نبوت
«انّا أوحينا اليك كما أوحينا الى نوح و النّبييّن من بعده و أوحينا الى ابراهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و الأسباط و عيسى و أيّوب و يونس و هرون و سليمان و آتينا داود زبوراً» (نساء/ ١٦٣)
ب) وحى به معنى الهام
«و أوحى ربّك الى النّحل أن اتّخذى من الجبال بيوتاً و من الشجر و مما يعرشون» (نحل/ ٦٨)
ج) وحى به معنى اشاره
«فخرج على قومه من المحراب فأوحى اليهم أن سبّحوا بكرة و عيسيا» (مريم/ ١١)