رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤ - ١- وجدان چيست؟
زبان، رنگ پريدگى و لرزش دستى را كه در هنگام انجام كارهاى بد در خود احساس مىكند، بر اثر فعاليت وجدان است.
شايد ما نتوانيم براى وجدان تعريف جامعى- جز از راه همين آثار- پيدا كنيم، زيرا وجدان هم مانند ساير نيروهاى درونى ما (مانند: روح حقيقت مرموزى دارد كه تنها آن را از راه آثارش مىتوان شناخت.)
ممكن است كه حقيقت وجدان- كه جزء سرشت آدمى است- جلوهاى از عشق به كمال و فرار از نقصان باشد. اما آنچه كه مسلّم است اين است كه چنين نيرويى با چنان آثار درخشانى در نهاد آدمى وجود دارد.
٢- اختلاف درجات وجدان
شكى نيست كه انسانها از نظر قدرت وجدان، يكسان نيستند.
افراد بسيارى ديدهشدهاند كه به ظاهر در شرايط مساوى پرورش يافتهاند (مانند: محيط زندگى، سن و مقدار معلومات) اما از نظر قدرت و ضعف وجدان متفاوتند. يعنى در برابر پيش آمدهاى گوناگونى كه با وجدان ارتباط دارد، عكسالعملهاى مختلفى نشان مىدهند. ٦
حقيقت اين است كه حكومت وجدان همانند حكومتهاى خودمان لايق و نالايق، ضعيف و قوى و با كفايت و بى كفايت دارد، از يك طرف اشخاصى هستند كه از مشاهده چشمهاى گريان يك كودك يتيم يا سيلى خوردن يك مظلوم به شدت ناراحت مىشوند و اگر خودشان مرتكب يك ستم كوچكى شوند مدتها در فكر هستند و هرگز فراموش نمىكنند. از طرف ديگر افرادى را مىشناسيم كه از مشاهده جسد خونين بى گناهى كه به دست جنايتكارى نقش بر زمين