رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - ١- وجدان ضمانت اجرايى كافى ندارد
و مؤثر است نمىتواند به عنوان يك اصل اساسى اجتماعى مورد قبول واقع شود
از طرفى روشن است كه اكثر مردم در بيشتر اجتماعات از يك وجدان قوى و مؤثر- كه بتواند در اعمال و رفتار آنها اثر قاب توجهى (به مقدار تأثير عقايد مذهبى) بگذرد برخوردار نيستند و اگر عقايد مذهبى نتواند آنها را وادار به انجام وظيفه كند، به طريق اولى نيروى وجدان نمىتواند اين كار را انجام دهد و پرورش آن چنان وجدان مؤثرى هم در آنها جنبه بحث درباره اجتماعى كه مردمش از هر نظر رشيد، تربيت يافته و از يك وجدان محكم برخوردار باشند يك بحث خيالى بيش نيست. توسعه وحشتناك جنايات، مخصوصاً در ممالكى كه از تمدن كنونى سهم بيشترى دارند و آمار حيرت آور مفاسد آنها شاهد گوياى اين مطلب است.
ولى ايمان به خدا و عقايد مذهبى مىتواند به صورت يك عامل عمومى و جهانى باشد و تا آنجا كه ممكن است پيروان خود را از آلودگيها و تبهكارىها حفظ نمايد، در حالى كه موضوع وجدان (وجدان قوى و مؤثر) بيشتر جنبه خصوصى دارد.
مثلًا: اگر پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله) مىخواست آن قوم را از چنگال فساد اخلاقى، پراكندگى، قتل، جنايت، ... بوسيله تربيت و پرورش وجدان نجات دهد، مسلماً ممكن نبود، ولى به شهادت تاريخ از راه توجه دادن مردم به سوى خدا و تعليمات آسمانى- كه از طريق وحى دريافته بود- آن چنان تحول عظيمى بوجود آورد كه تمام تاريخ نويسان جهان به عنوان يك فصل بزرگ و برجسته تاريخ بشرى از آن