رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢ - مخالفان سرسخت
است كه شايد ابتدا و انتهاى آن، معادل ابتدا و انتهاى عالم هستى باشد. ٢
بنابراين قلمرو قضاوت و درك عقل ما منحصراً همان منطقه كوچكى است كه شعاع علم و دانش، آن را روشن ساخته و به كلى از ماوراء آن بى خبريم، در حالى كه قسمت عمده تعليمات انبيا مربوط به همين قسمت است، يعنى آنها ما را با حقايق تازهاى آشنا مىسازند كه به كلى بر ما مخفى بوده است.
منطق برهمايىها در اين قسمت درست مانند آن داستان معروف است كه مىگويند: ناطقى از مستمعين خود پرسيد: آيا مىدانيد كه چه مىخواهم براى شما بگويم؟ اگر مىدانيد پس چه بگويم؟ و اگر نمىدانيد مرا با آدمى كه نمىداند چه كار؟ .... ولى مستمعين مىبايست گفته باشند: نمىدانيم و مىخواهيم از تو ياد بگيريم.
گذشته از اين بسيار اتفاق افتاده كه ما در معلومات خود دچار اشتباه مىشويم و با تذكرات صحيح و منطقى متوجه حقيقت مىگرديم. يك قسمت ديگر از تعليمات انبيا، اصلاح اشتباهات ماست، آنها هستند كه ما را از انحرافات فكرى باز مىدارند.
از همه اينها كه بگذريم در همان قسمتهايى كه فكر مىكنيم عقل ما به طور صحيح دريافته، گاه دچار اضطراب خاطر و وسوسه مىشويم كه آيا درست فهميدهايم يا اشتباه مىكنيم؟ بديهى است تأييد و تصديق پيامبران، نسبت به آنچه درست فهميدهايم، ما را در معلومات صحيح خود راسختر و مصممتر مىسازد و در اين قسمت نيز از تعليمات و تذكرات آنها بى نياز نيستيم. اين هم قسمت ديگرى از تعليمات آنهاست.