رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠ - مخالفان سرسخت
و اگر درك نمىكند (يعنى نامعقول است)!، اصلًا قابل قبول نيست، زيرا هيچ انسانى زير بار چيزهاى غير معقول نمىرود.
٢- گناهى از اين بزرگتر نيست كه انسانى خود را بدون چون و چرا در اختيار انسان ديگرى- كه مثل خود اوست- بگذارد و مانند يك جماد، مطيع اراده و ميل او باشد و هيچ ارادهاى از خود نداشته باشد.
اصولًا پيامبران چه فضيلتى نسبت به ما دارند؟ و به كدام دليل، اين همه مقام را براى خود قايلند؟ اگر كارهاى خارقالعادهاى انجام مىدهند، اشخاص ديگرى هم هستند كه چنين مىكنند و ادعايى هم ندارند!
٣- استدلالهاى عقلى، آشكارا ما را با خدا آشنا مىسازند، نعمتهاى فراوان او را به ما معرفى مىكنند، ما را به خضوع و شكر در برابر او وا مىدارند و از كفران و ناسپاسى بر حذر مىدارند. اگر به اين فرمان عقل، گردن نهيم جزاى خير و گر نه مستحقّ مجازات خواهيم بود. اگر سخن پيامبران مطابق اين حكم عقلى باشد، كارى انجام ندادهاند و اگر با آن مخالفت كنند، بزرگترين دليل خلاف گويى، آنها همين است.
اين نمونههايى از دلايل «مخالفين سرسخت» بود.