رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦ - ١- اعجاز
كنيد) خلاصه اينكه: معجزه يك تغيير استثنايى در نظام عادى و معمولى علل طبيعى است. با استفاده از علل ناشناخته و مرموزى كه علوم طبيعى نتوانسته پرده از روى آن بر دارد، نه استثناء از اصل قانون عليت.
اما اينكه بعضى از دانشمندان الهى گفتهاند: «معجزه پايه توحيد و خداشناسى را متزلزل مىسازد، زيرا ما خدا را از نظام ثابت و لا يتغير طبيعت مىشناسيم و اگر اين نظام بر هم بريزد، دليل روشنى بر وجود اين مبدأ بزرگ جهان آفرينش پيدا نمىكنيم.»
سفسطهاى بيش نيست، زيرا اين سخن در صورتى صحيح است كه وقوع يك يا چند معجزه، نظام عادى طبيعت را به كلى به هم بريزد و به جاى آن هرج و مرج و بى نظمى برقرار سازد، در حالى كه چنين نيست، زيرا با وجود معجزات پيامبران، باز اين نظام عمومى جهان به حال خود باقى است و اين استثناء بسيار جزئى در علل عادى بسيار كمتر از آن است كه نظام جهان را به هرج و مرج بكشاند.
به عبارت ديگر: معجزه آن نيست كه پيامبرى از صبح تا شب بنشيند و به دلخواه مردم تمام اوضاع جهان را- از گردش كواكب و اجرام آسمانى گرفته تا حركت زمين، فصول سال، نظام مرگ و حيات در عالم گياهان و جانداران، طرز كار دستگاههاى داخلى بدن انسان و ...- به هم بريزد و جهان را به صورت كلاف سر در گمى در آورد!
بلكه معجزات يك سلسله استثناهاى بسيار محدود و محدودند كه از نظر تعداد، در برابر حوادث جهان طبيعت، حكم صفر را دارند و تنها در موارد خاصى- كه تنها راه توجه دادن مردم به مقام رسالت پيامبران باشد- انجام داده مىشدند.