رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٢ - ٤- نظارت وجدان جنبه عمومى ندارد
ايمان و مذهب بسيار كمتر و ضعيفتر مىباشد.
وجدان قوى را مىتوان به يك رفيق صميمى و پاكدامنى تشبيه كرد كه هميشه با انسان همراه است و از هر گونه پند و اندرزى مضايقه نمىكند. بديهى است چنين رفيقى نصيب همه كس نمىشود. آنها هم كه دارند همه در قبول اندرزهاى اين دوست صميمى و دلسوز يكسان نيستند. از اين گذشته ممكن است احياناً اين رفيق صميمى را فريب داده و كلاه گذاشت. به علاوه اندرزهاى او ضامن اجرايى قابل توجهى ندارد و سرانجام هرگز نفوذ و تأثير آن را نمىتوان با تأثير ايمان به خدا و عقايد صحيح و مذهبى مقايسه كرد [١]
دو ايراد قابل توجه
١- ممكن است كسى بگويد: اگر وجدان نمىتواند صد در صد مفاسد اخلاقى و اجتماعى را ريشه كن سازد و انسانها را به يك زندگى صحيح و خالى از هر گونه خلافكارى سوق دهد، مذاهب هم تا كنون نتوانستهاند چنين كارى را انجام دهند و به اصطلاح يك مدينه فاضله انسانى به وجود آورند. پس اين ايراد تنها متوجه وجدان نيست، بلكه گريبانگير مذاهب هم مىباشد.
پاسخ: منظور ما بحثهايى كه درباره نارسايىهاى وجدان (از نظر نظارت و كنترل اجتماع) كرديم اين نبود كه بگوييم: مذاهب در هر
[١]-/ لامارتين- شاعر و فيلسوف معروف فرانسوى- مىنويسد: «وجدان بدون خدا مانند دادگاهى بدون قاضى است!»