رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - ٢- زير بناى اجتماع و علل احتياج به قانون
روشن) علت تمايل نوع انسان به زندگى اجتماعى روشن مىشود.
احزاب كنونى دنيا- كه در واقع اجتماعات فشردهترى در دل اجتماع بزرگ انسانى هستند- بر اساس همين منطق و طرز تفكر بنا شدهاند، نه بر اساس غريزه استخدام [١] و امثال آن. اجتماع بزرگ انسانى هم از روز نخست بر همين پايه بوده است. البته شكى نيست كه انسانهاى اوليه- كه اين حقايق را به صورت مبهمى درك مىكردند- اجتماع خيلى ناقصى داشتند كه از حدّ اجتماعات قبيلگى تجاوز نمىكرد و هر قدر لزوم اين همكارى حياتى بيشتر درك شد، ارتباطات اجتماعى محكمتر و اجتماع به صورت كاملتر و وسيعترى در آمد.
به همين جهت از هم اكنون پيش بينى مىشود كه در آينده بر اثر رشد فكرى انسانها لزوم همكارى ملتها و تعاون بين المللى و جهانى آن قدر روشن شود كه همه دنيا به صورت يك كشور و بلكه يك خانواده در آيد و تمام مرزهايى كه به دست بشر ساخته شده، برداشته شود و يك قانون بر سراسر جهان حكومت كند.
٢- زير بناى اجتماع و علل احتياج به قانون
ماهيت اجتماع را مىتوان يك قرارداد عمومى بر اساس تعاون و همزيستى دانست.
ممكن است سئوال كنيد كه ما اين قرارداد را در چه زمان و مكانى
[١]-/ اصولًا استخدام و به عبارت ديگر استثمار و استعمار، معلوم نيست جزء غرايزانسان باشد!