رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - الف) محكوميت عوامل گناه در وجود پيامبران
باشد كه او را از انجام آنچنان عملى باز دارد كه ارتكاب آن، صورت محال عادى به خود بگيرد.
آيا خوردن آتش، خاكروبه و كثافات براى يك آدم با شعور و سالم محال عادى نيست؟
اما فراموش نكنيد كه در تمام اين مثالها، عصمت و مصونيت، در يك دايره بسيار كوچكى است، (اين در مورد افراد عادى.)
٢- يك پزشك هر قدر هم كه در امور مربوط به زندگى خود بىاعتنا باشد، عادتاً محال است از آبى بنوشد كه تمام لباسهاى بيماران گوناگون بيمارستان را در آن شستهاند و كانون انواع ميكروب هاست، در حالى كه ممكن است يك انسان او همه جا بىخبر، از آن آب بياشامد. يك شخصيّت معروف اجتماع، (وزير، وكيل، تاجرو ...) بر فرض اينكه منحرف هم باشد، عادتاً محال است به خاطر سرقت يك آفتابه، شبانه از ديوار خانه مردم بالا برود! اگر آنها افراد ناپاكى باشند، دست به كارهاى ديگرى مىزنند.
بر فرض اگر يك روحانى معروف و يا يك واعظ برجسته، انحرافى پيدا كند، عادتاً محال است كه وسط محراب يا بالاى منبر شراب خوارى و يا بد مستى كند.
به عبارت ساده: اين اشخاص در برابر اين كارها مصونيت دارند، در حالى كه همه مردم چنين نيستند، زيرا افرادى هم هستند كه تن به آفتابه دزدى، شراب خوارى علنى و يا بد مستى مىدهند!
قبلًا دانستيم كه هر گاه احتمال انجام كارى در مورد كسى صفر باشد و صدور آن عمل از او صورت محال عادى به خود بگيرد