رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - پيامبر تن
همين دليل نمىتواند به طور مستقل يك نقش اساسى داشته باشد، بلكه بايد در تنظيم نقشههاى اصلاحى و تربيتى خود از پيامبران برون الهام بگيرد كه در اين صورت عامل خوبى براى تربيت بشر خواهد بود. در كتب آسمانى و سخنان پيشوايان بزرگ دين نيز به اهميت اينموضوع اشاره شده است.
گر چه اصلاح وجدان و نام گذارى اين نيروى مرموز درونى به اين نام چيز تازهاى است و در بيانات پيشوايان بزرگ دين ديده نمىشود، ولى با تعبيرهاى زندهتر ديگرى از آن ياد شده و چند نمونه آن را ذيلًا از نظر مىگذرانيم:
«لا اقسم بيوم القيامه* و لا اقسم بالنفس الّوامّه- سوگند به روز قيامت و سوگند به (نفس لوّامه) و وجدان بيدار و ملامتگر (كه رستاخيز حق است!)» [١]
نفس يا روح ملامتگر دقيقاً همان وجدان است- كه هنگام انجام كارهاى بد انسان را ملامت مىكند زيرا همانطور كه در بحث حقيقت وجدان دانستيم روشنترين اثر اين نيروى درونى، ملامت و سرزنش در مقابل كارهاى غلط و نارواست. بنابراين تعبير به نفس لوّامه يا روح ملامتگر از زندهترين تعبيراتى است كه ممكن است در اين مرود به كار برده شود. اين را هم مىدانيم كه يكى از اسرار قرآن مجيد توجه دادن مردم به اهميت موضوعاتى سات كه قسم به آن ياد شده، زيرا مردم به چيزى سوگند مىخورند كه داراى اهميت فوقالعاده است و اين
[١]-/ قيامت/ ١ و ٢