رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١١ - ج) بى نتيجه ماندن اهداف بعثت پيامبر در صورت معصوم نبودن
تكامل نفوس انسان هاست- بى نتيجه مىگذارد، بلكه مردم را در اصل دعوت پيامبران مردد مىسازد.
براى بر طرف شدن اين اشكالات، راهى جز اين نيست كه خداوند، فرستادگانش در برابر تمام گناهان بيمه كند، يعنى به قدرى به آنها قدرت ايمان، عقل و تسلط بر نفس و علم و دانش ببخشد كه در برابر همه گناهان مصونيت پيدا كنند.
اين مطلب را مىتوانيم در قالب يك استدلال فلسفى بريزيم و بگوييم: «هر فعلى، شعاعى از وجود و هستى فاعل است و به همين جهت هرگز نمىتواند از فاعل قوىتر باشد، روى اين حساب، كسى كه خودش ازتمام جهات اخلاقى، روحى و عملى كامل نيست، محال است انسان كامل تربيت كند.» (دقت كنيد)
ارزيابى دلائل عصمت
١- دليل اول (محكوميت عوامل گناه در وجود پيامبران) تنها عصمت آنها را بعد از عصمت و نسبت به گناهان عمدى اثبات مىكند، زيرا امورى كه عوامل گناه را در هم مىشكنند (علم، ايمان، تسلط بر نفس و مانند آن) هنگام بعثت به حد كمال نهايى خود مىرسند. با مطالعه شرح دليل اول، اين حقيقت كاملًا روشن مىگردد. همچنان كه اختصاص اين دليل به گناهان عمدى نيز از آن معلوم مىشود.
٢- دليل دوم (جلب اطمينان عمومى) مىتواند لزوم عصمت را نسبت به گناهان عمدى و سهوى در قبل و بعد از زمان بعثت اثبات كند، زيرا وجود يك سوء سابقه براى يك رهبر بزرگ- آن هم يك روحانى- كافى است ه موقعيت او را در دلها متزلزل سازد.
البته ممكن است كسى در آغاز جوانى گناهى كند و سپس توبه