رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٠ - ج) بى نتيجه ماندن اهداف بعثت پيامبر در صورت معصوم نبودن
سرعت با وضع اخلاقى و عملى پيامبران تطبيق دهند.
اگر بنا بود پيامبران تنها از راه گفتار، منطق و استدلال در مردم نفوذ كنند، ديگر چه ازومى داشت كهاز ميان قوم و ملت خويش انتخاب شوند؟ بيگانگان هم مىتوانستند چنين مأموريتى را به خوبى انحام دهند.
حال بينديشيد كه: اگر اين منصب بزرگ- كه عالىترين مناصب روحانى، معنوى و اجتماعى است- يه عهده فردى گذارده شود كه او خود نيز آلوده به گناه است، در پرتگاههاى اخلاقى قدم هايش مىلرزد، بر نفس خويش تسلط ندارد و هنوز اسر چنگال هوى و هوس است؛ آيا هرگز چنين كسى مىتواند نقش رهبرى اخلاقى و مربى نفوس انسانها را داشته باشند؟!
آيا گفتار و سخنان چنين كسى- هر قدر هم حكيمانه و آسمانى باشد- مىتواند اثر عميق و ريشه دارى در دلها بگذارد؟ البته كه خير.
چگونه ممكن است يك فرد ستمگر، مردم را به عدالت دعوت نمايد؟ و چگونه مىتواند آلوده قه گناه، مردم آلوده را از گناه پاك كند؟
آيا مردم نخواهند گفت: اگر اين شخص راست مىگويد كه فرستاده خداست، از ما بهخ خدا نزديكتر است، فرشته وحى را مىبيند و اسراى كه بر ما پوشيده است بر او آشكار است و اين سخنان، دستورهاى الهى است؛ پس چرا خودش عمل نمىكند؟ آيا با اين حال باور كردنى است كه او از طرف خدا باشد؟
خلاصه انحام يك گناه، نه تنها هدف مهم بعثت را- كه تربيت و