رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣ - ايرادات نظريه فلاسفه جديد
اصلى خود باز مىگردند؟
اينها و مانند اينها، سؤالاتى است كه هنوز علم پاسخ صريح و روشنى براى آن نيافته است، وقتى براى يافتن تفسير علمى اين گونه دركها و احساسات، در جهان حيوانات ٨ دچار اشكال شويم، نبايد اصرار داشته باشيم كه مسئله پيچيده وحى- كه يك رابطه مرموز با جهان ماوراء طبيعت است- با كشفياتى كه تا امروز در علوم تجربى شده است تطبيق كند.
٣- سازگار نبودن با سخنان پيامبران
علاوه بر مه اينها، توجيه وحى از طريق شعور نا آگاه با اظهارات پيامبران و كتابهاى آسمانى سازگار نيست و هرگز پيروان اديان را قانع نمىكند؛ زيرا نخستين نتيجه اين توجيه اين است كه: وحى رابطه خاصى با مبأ جهان هستى نيست، و درك پيامبران نسبت به مسائلى كه به آنها وحى مىشده، مغايرتى با طرز درك ما- نسبت به مسائلى كه از ضمير مخفى و شعور نا آگاه ما سرچشمه مىگيرد- ندارد، جز اينكه آنها در اين جهت قوىتر و نيرومندتر از ما بودهاند.
هر كسى كه كمترين آشنايى با سخنان، تعليمات پيامبران و كتب آسمانى آنها داشته باشد، مىداند كه آنها وحى را به صورت يك نوغ رابطه مخصوص با مبدأ جهان هستى و مغاير با روابط فكرى و عقلى ديگر معرفى نمودهاند. بنابراين ميان اظهارات آنها و فلاسفه جديد مناسبتى وجود ندارد.
ديگر اينكه: در مسائلى كه از طريق شعور نا آگاه به انسان القاء مىشود، امكان هر گونه اشتباهى وجود دارد، زيرا شعور نا آگاه مانند