رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧ - ١- سرچشمه تمايل انسان به زندگى اجتماعى
است.
ب) گروهى ديگر از دانشمندان، دليل اين تمايل را غريزه استخدام مىدانند و مىگويند: انسان بر اثر داشتن غريزه استخدام، هميشه سعى مىكند از موجودات ديگر به نفع خود بهره بردارى كند، مثلًا:
همان طور كه از ساق، برگ، ميوه و ريشه يك درخت يا از گوشت، پوست، شير و پشم حيوانات و يا از نيروى بادها و آبشارها تا نيروى برق، اتم، ليزر و ... به نفع خود استفاده مىكند؛ همين كار را هم در مورد همنوعان خود (افراد بشر) مىخواهد انجام بدهد، ولى چون آنها مانند گياهان و حيوانات در برابر او تسليم بدون قيد و شرط نيستند (گر چه گياهان و حيوانات هم به تمام معنى تسليم نيستند و بهره بردارى از آنها نيازمند به پذيرايىهايى از قبيل آب دادن و مانند آن است.) ناچار مىشود در مقابل استفادهاى كه از آنها مىبرد بهرهاى هم به آنها برساند.
به عبارت ديگر: بهره بردارى انسان از افراد همنوع خود به صورت بهره بردارى متقابل و بر اساس اصل تعاون است و اينگونه است كه انسان به دنبال غريزه استخدام به زندگى اجتماعى تن در مىدهد.
جمله الانسان مستخدم بالطبع نيز معرف اين مكتب است.
ج) در برابر اين دو مكتب، مكتب سومى را مىتوان طرح ريزى كرد كه شايد به حقيقت نزديكتر باشد و آن اينكه: «تمايل انسان به زندگى اجتماعى نتيجه ميل به تكامل به همراه يك استدلال روشن عقلى است.»
توضيح اينكه: انسان طبعاً مايل به كمال و تكامل است، مىخواهد هر چه بيشتر از مواهب حيات استفاده كند و حداكثر بهره بردارى را از نيروهايى كه در طبيعت ذخيره شده به نفع خود بنمايد.