رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤ - ١- اعجاز
باطنى ساير افراد بشر است، حقايقى به او تعليم مىشود و مأموريت دارد كه مردم را در سايه اين تعليمات: راهنمايى و هدايت كند.
اين ادعا به ظاهر از كسى كه از نظر قواى جسمى و روحى با ديگران تفاوتى ندارد، البته عجيب و خارقالعاده است، به همين جهت هميشه مىبينيم كه پيامبران در ابتداى كار با اعتراض شديد مردم روبروى شدند و مردم حاضر نبودند به اين سادگى زير بار آنها بروند.
و از آنجا كه ميان اين امر خارقالعاده محسوسى كه براى همه قابل مشاهده باشد انجام دهد تا صدق گفتارش در ادعاى وحى ثابت گردد [١]
به نظر نگارنده هر دو پاسخ صحيح است ولى بيان اول راه نزديكترى براى حل مطلب مىباشد.
گر چه آنهايى كه خيلى ميل دارند خود را به روشنفكرى بزنند، سعى مىكنند تمام امور خارقالعادهاى را كه به عنوان رياضت، احضار ارواح، خوابهاى مغناطيسى نقل شده، انكار كننده و همه را بدون استثناء جزء خرافات و موهومات بشمارند و يا گاهى ناشى از فعاليت نيروى تو هم و خيال بر اثر تلقينهاى قوى در افراد ساده دل بدانند، ولى امروزه بر خلاف خواستههاى آنها ديگر اين طرز فكر براى هيچ محققى قابل قبول نيست و نشانه كمى اطلاعات گوينده محسوب
[١]-/ تفسير الميزان، ج ١