رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦ - ١- لزوم بعثت انبيا از نظر تعليم
از اين بيان چنين نتيجه مىگيريم كه حتماً هدف آفرينش چيزى بوده كه به ما مخلوقات بازگشت مىكند و به عبارت سادهتر منظور از آفرينش، همان تكامل وجود ماست.
يك ايراد ساده
در اينجا ممكن است بعضى ايراد بگيرند كه چه مانعى داشت كه از اول همه چيز به طور كامل آفريده مىشد تا بساط قانون تكامل- كه نشانه نقصان نسبى موجودات جهان است- به كلى برچيده شود؟ خلاصه اينكه: چرا ما از اول ناقص آفريده شديم كه حالا محتاج به تكميل باشيم؟!
اينان كه چنين ايراد مىگيرند اصولًا از اين نكته غافلاند كه يك سلسله از كمالات و افتخارات، جنبه اكتسابى دارد و ما بايد با اعمال خود آن را به دست آوريم. يعنى اگر از روى اراده و اختيار خود آنها را انجام ندهيم به آن كمال نمىرسيم.
هرگز كمالات ذاتى و فطرى- كه بدون دخالت اراده و اختيار ما به وجود آمده- نمىتواند جاى كمالات اكتسابى را بگيرد.
به مثالى توجه فرماييد: يكى از صفات عالى و ممتاز انسان، روح همدردى و كمك به افراد ناتوان و دردمند اجتماع است. اگر ما از روى اختيار و با آزادى كامل به آنها كمك كنيم، در واقع دو كار انجام دادهايم:
الف) آنها را از پريشانى نجات دادهايم.
ب) روح نوع دوستى را در وجود خود پرورش داده و با تكرار اين