ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٨ - مقصود
جمع است و اقل جمع سه تاست. اصحاب ما مىگويند: دو برادر يا سه خواهر و برادر يا چهار خواهر حاجب مادر قرار مىگيرند و سهم او را به يك ششم تنزل مىدهند، بشرطى كه اينها با ميت از يك پدر و مادر يا لا اقل از يك پدر باشند. بنا بر اين مورد اختلاف، اين است كه «اخوه» هر گاه دو برادر باشند حاجب ميشوند و بعقيده ابن عباس بايد سه نفر باشند. گفتهاند: عرب بعدد دو نيز اطلاق جمع مىكند. سيبويه حكايت كرده است كه مىگويند «وضعا رحالهما» يعنى بارهاى خود را گذاشتند و منظور از «رحال» بيشتر از دو تا نيست. خداوند متعال ميفرمايد:(وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ) (سوره انبياء آيه ٧٨) يعنى ما گواه حكم ايشان بوديم و منظور از «ايشان» سليمان و داود است و ضمير جمع «هم» به دو نفر اطلاق شده است.
قتاده مىگويد، با اينكه «اخوه» خود ارثى نمىبرند از ارث مادر مانع ميشوند و به پدر كمك مىكنند، زيرا وظيفه پدر است كه مخارج آنها را تامين كند و هزينه زناشويى آنها را بدهد نه مادر. از اينجا بر مىآيد كه قتاده معتقد است كه اخوه مادرى حاجب مادر نميشوند و عقيده اصحاب ما نيز همين است زيرا پدر عهدهدار تامين مخارج اخوه مادرى ميت نيست.
(مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ): چنان كه گفتهايم، تقسيم تركه پس از پرداخت دين و اجراى وصيت ميت است، در اين مطلب خلافى نيست كه اداى دين بر وصيت و ميراث مقدم است، اگر چه دين همه مال را فرا گيرد. برخى گفتهاند: وصيت هم بر ميراث مقدم است و برخى گفتهاند: «موصى له» (يعنى كسى كه براى او وصيت شده است) با ساير ورثه شركت مىكند- يك سوم مال براى او و دو سوم مال براى ورثه است.
از امير المؤمنين (ع) روايت شده است كه شما در اين آيه وصيت را پيش از دين قرائت مىكنيد و پيامبر گرامى ٦ دستور داد كه اداى دين پيش از وصيت باشد. علت اينكه در آيه «وصيت» بر «دين» مقدم شده، اين است كه لفظ «او» (يعنى يا) براى يكى از دو چيز يا يكى از چند چيز است و دلالتى بر ترتيب ندارد. گويى چنين مىگويد:
بعد از يكى از اين دو، ارث را بايد تقسيم كرد. خواه دين و وصيت هر دو باشند و خواه