ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٦ - مقصود
بيان آيه ٤٤- ٤٥
لغت
عداوت: يارى نكردن و دورى از آن. ضد آن ولايت است كه نزديك شدن براى يارى است. بغض: اراده اهانت و خفيف كردن است و ضد آن محبت است كه اراده احترام و تعظيم است.
كفايت: رسيدن بحدى است كه حاجت بر طرف شود. اكتفاء و استغنا اين است كه يكى را بگيرند و بقيه را رها كنند.
نصرت: زياد كردن نيروى شخص براى غالب شدن است و معونت هم مثل نصرت است و ضد آن خذلان است كه ترك كمك است و عقوبت شمرده مىشود.
اعراب
(كَفى بِاللَّهِ): در باره باء دو قول است: ١- براى تاكيد اتصال است ٢- زجاج گويد بمعنى اكتفوا باللَّه است، اما محل آن باتفاق همه رفع است.
شان نزول
آيهها در باره رفاعة بن زيد بن سائب و مالك بن دخشم كه در موقع تكلم با پيامبر گرامى زبان خود را مىپيچيدند و از او عيبجويى مىكردند نازل شدهاند.
مقصود
چون خداوند احكام واجب العمل را بيان داشت، در صدد تحذير از مخالفت آن برآمده، مىفرمايد:
(أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ): ابن عباس مىگويد: يعنى آيا علم تو به يهوديانى كه بهرهاى از كتاب تورات بردهاند، منتهى نشد؟
(يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ): كه گمراهى را به هدايت مىخرند و پيامبر را تكذيب مىكنند.