ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧ - مقصود
(الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ): بعقيده همه مفسران قرآن كريم، مراد از نفس واحده حضرت آدم (ع) است.
علت اين كه واحده را با تاء تانيث. آورده، اين است كه: لفظ نفس مؤنث است، اگر چه معناى آن مذكر است. بنا بر اين، كلمه نفس نظير كلمه خليفه در شعر زير است كه به اعتبار معنى، مذكر و باعتبار لفظ مؤنث است:
|
أبوك خليفة ولدته اخرى |
و انت خليفة ذاك الكمال |
|
يعنى پدرت خليفهاى بود كه خليفهاى ديگر، او را پدر بود و تو نيز خليفهاى.
اين است كمال! در اين بيت، يك جا با خليفه معامله لفظ مؤنث و يك جا معامله لفظ مذكر شده است. در مورد كلمه نفس هم هر دو وجه جايز است.
(وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها): و همسرش حوا را از خودش آفريد. بيشتر مفسران بر آنند كه حوا از يكى از دندههاى آدم آفريده شده. از پيامبر گرامى اسلام روايت كردهاند كه: حوا از يكى از دندههاى آدم خلق شده است و نيز روايت كردهاند كه:
زن از دنده آدم آفريده شده است، اگر بخواهيد راستش كنيد، شكسته ميشود و اگر آن را به حال خود گذاريد، از آن تمتع مىبريد از امام باقر (ع) روايت شده است كه: خداوند حوا را از ما زاد خاكى كه آدم را از آن آفريده بود، خلق كرد در تفسير على بن ابراهيم است كه: حوا از دندههاى پايين آدم خلق شد.
(وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً): و خداوند زنان و مردان بسيارى از اين زن و مرد نخستين، در روى زمين، منتشر كرد. در حقيقت، همه انسانها از يك تن، يعنى آدم آفريده شدهاند، زيرا همانطورى كه گفتيم، حوا نيز از خود آدم متفرع است و اين خود منتى است از خداوند بر همه انسانها تا با توجه به يگانگى اصل و مبدء خود، دست از نفاق و عداوت برداشته، در سايه دوستى و مهربانى و تعاون زندگى كنند، وانگهى يگانگى اصل و مبدء انسانهايى كه امروز به رنگها و نژادها و ملتهاى گوناگون تقسيم شدهاند دليلى است روشن بر علم و حكمت و قدرت خداوند.