ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٨ - مقصود
باقى مال را به نسبت سهامشان به آنها رد مىكنند و اگر تركه بواسطه مزاحمت زن يا شوهر، از سهام كم بيايد، ضرر متوجه دختر يا دختران مىشود نه پدر و مادر و زن و شوهر.
ممكن است كلاله پدرى و مادرى يا فقط پدرى با كلاله مادرى جمع شوند بخاطر اينكه قرابت آنها نسبت به ميت يكسان است. اگر تركه از سهام ايشان زياد بيايد ما زاد را بكلاله پدرى و مادرى يا فقط پدرى مىدهند نه به كلاله مادرى.
زن و شوهر هرگز از سهمشان چيزى كم نمىشود. بنا بر اين هر گاه كلاله پدرى با كلاله مادرى جمع شود، براى كلاله مادرى تنها، يك ششم و براى كلاله مادرى متعدد يك سوم است و باقى براى كلاله پدرى و با وجود كلاله پدرى و مادرى، كلاله پدرى ارث نمىبرد.
كسانى كه فقط بقرابت ارث مىبرند، مهمترين آنها پسر، سپس فرزند يا فرزندان اوست كه جانشين او مىشوند، بطن اول و نسل اول هميشه از بطنها و نسلهاى بعدى جلوگيرى مىكنند. پس از پسر، پدر نيز در صورت نبودن فرزند بقرابت ارث مىبرد و همه مال در صورتى كه تنها باشد به او تعلق مىگيرد. پس از پدر، كسانى كه بوسيله پدر با ميت، قرابت پيدا مىكنند مثل فرزند پدر يا پدر پدر يا عمو يا عمه، ارثشان بقرابت است. بنا بر اين جد (كه پدر پدر است) يا برادرى كه فرزند پدر است، در يك درجه است همچنين جده با خواهر در يك درجه است و مال را بقائده «دو سهم بجاى پسر و يك سهم براى دختر» تقسيم مىكنند. كسانى كه نسبت به ميت، دو سبب قرابت دارد از كسى كه فقط يك سبب دارد. مانع مىشود، فرزندان خواهر و برادر، جاى پدر و مادر خود را مىگيرد و با جد و جده در تقسيم مال شريك مىشوند، چنان كه فرزند زاده جاى فرزند را مىگيرند و با پدر و مادر در تقسيم مال شركت مىكند همچنين جد و جده هر چند دور باشند، يا خواهران و برادران ميت و اولاد ايشان در تقسيم ارث، شريكند. از خويشاوندان مادرى، جد و جده مادرى و خويشاوندان آنها مثل خال و خاله، بقرابت ارث مىبرند و اولاد مادر بفرض وارث هستند نه قرابت