ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧ - مقصود
بيان آيه ٦
لغت
ايناس. بمعنى ابصار يعنى ديدن و «آنستم» يعنى ديديد. عبد اله بجاى «آنستم» «احستم» قرائت كرده يعنى احساس كرديد.
اسراف: تجاوز از حد مباح، اعم از اينكه در طرف افراد و زيادهروى باشد يا در طرف تفريط و تقصير. لكن در مورد افراط، اسراف (مصدر باب افعال) و در مورد تقصير و تفريط، سرف (مصدر ثلاثى مجرد) بكار مىرود. شاعر عرب گويد:
|
اعطوا هنيدة تحذوها ثمانية |
ما فى عطائهم من و لا سرف |
|
يعنى: هشت نفر عطا كردند به رمه شتران تا با ايشان آوازهخوانى كنند. در عطاى آنها نه منتى است و نه قصورى.
بدار: مبادرت. اصل اين كلمه بمعنى استهلالست و بدر قمر بملاحظه اين است كه از لحاظ نور بحد پرى و استهلال رسيده است. بدره بمعنى كيسه است بملاحظه اينكه از مال پر مىشود و بيدر بر وزن حيدر بملاحظه اين كه از طعام پر ميشود.
حسيب: كافى. وقتى بافراد گفته شود: حسيب، منظور اين است كه نسبشان عالى است. برخى گفتهاند: حسيب بمعنى محاسب است.[١]
مقصود
بنا بدستور قرآن كريم، انسان موظف است كه اموال يتيمان را به آنها رد كند و
[١] اسرافا و بدارا. منصوبند بنا بر مصدريت. ان يكبروا محلا منصوب است به بدار، يعنى« لا تاكلوا مسرفين و مبادرين كبرهم» يعنى مخوريد مال آنها را با اسراف و مبادرت نسبت به بزرگ شدن آنها. بالمعروف محلا منصوب و حال است. كفى باللَّه: باء زايد است و جار و مجرور محلا مرفوع و فاعل فعل است. حسيبا: منصوب و حال يا تميز است يعنى بس است خداوند در حالى كه محاسب است