ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٣ - اعراب
بيان آيه ١١
قرائت
اهل مدينه «واحدة» را برفع و ديگران به نصب خواندهاند. حمزه و كسايى «فلامه» را بكسر حمزه خواندهاند در جاهاى ديگرى هم كه كلمه «ام» آمده است بكسر حمزه قرائت كردهاند. كلمه «يوصى» را ابن عامر و ابن كثير و ابو بكر از عاصم در هر دو مورد بفتح صاد خواندهاند. حفص اولى را بكسر صاد و دومى را بفتح صاد خوانده است. ديگران هر دو را بكسر صاد خواندهاند.
بهتر اين است كه «واحدة» را منصوب بخوانيم تا خبر «كان» باشد يعنى:
«ان كانت الورثة واحدة» علت اينكه كلمه «فلامه» را بكسر حمزه خواندهاند اين است كه همزه حرفى ثقيل است و بهتر است كه از لحاظ حركت تابع ما قبل خود باشد و مؤيد آن اين است كه «همزه» با «هاء» متقارب است و نظير همين عمل نسبت بهاء نيز انجام ميشود مثل «به، عليه». «يوصى» دوم را اگر بكسر صاد بخوانيم، بملاحظه اين است كه ميت در «فان كان له اخوة فلامه السدس» ذكر شده است و ضمير «يوصى» عايد بآن است و اگر «يوصى» را بفتح صاد بخوانيم باعتبار اين است كه ميت معينى مورد نظر نيست.
اعراب
(لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ) جمله مبتدا و خبر و تفسير جمله(يُوصِيكُمُ اللَّهُ) است و علت اينكه «مثل» منصوب نشده تا مفعول «يوصى» باشد، اين است كه اين جمله حكايت از جمله قبل است يعنى: «قال اللَّه في اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين» كلمات «ثلث و ربع و سدس» را بضم حرف دوم و سكون آن ميتوان تلفظ كرد چه ضمه ثقيل است. زجاج مىگويد: كسى كه مىگويد اصل در اين كلمات تخفيف بوده،