ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٨ - اعراب
بيان آيه ٢٤
قرائت
كسايى كلمه «المحصنات» و «محصنات» را در همه جاى قرآن بكسر صاد و در اين آيه بفتح صاد خوانده است و ديگران در همه جا بفتح صاد قرائت كردهاند.
كوفيان باستثناى ابو بكر و ابو جعفر «احل» بضم همزه و كسر حاء و سايرين بفتح همزه و حاء خواندهاند. و گفتهاند معنى آن: «و اللَّه احل لكم» مىباشد. اما در كلمه «المحصنات» چنان كه گذشت اختلافى وجود ندارد.
لغت
المحصنات: زنانى كه شوهردار هستند، از مصدر احصان بمعناى تزويج. البته در قرآن كريم بمعناى ديگرى هم استعمال شده است. از آن جمله است:(وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ...) يعنى كسانى كه نسبت ناروا به زنان آزاد مىدهند، بايد هشتاد تازيانه بخورند (سوره نور ٤)(وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها) (سوره تحريم ١٢) يعنى مريم دختر عمران عفت و پاكدامنى خود را حفظ كرد.(فَإِذا أُحْصِنَّ) (سوره نسا ٢٥) يعنى هر گاه اسلام آورند (البته در صورتى كه به صيغه معلوم قرائت شود نه مجهول.) محصن: مردى كه تزويج كرده است.
سفاح: زنا، زجاج گويد: مسافحه و سفاح بعمل زانيانى گفته مىشود كه از زناى با هر كسى دريغ ندارد و اگر فقط با يكى زنا كند. «ذات خدن» يعنى صاحب رفيق گفته شوند.
اعراب
(كِتابَ اللَّهِ): مصدر منصوب است از فعل محذوف يعنى: كتب اللَّه كتاباً عليكم.