ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٦ - مقصود
خدن: دوست، جمع اخدان. در اين كلمه مذكر و مؤنث يكسان است و بهمان معنى است: خدين.
عنت: سختى، مبرد گويد: عنت يعنى هلاك.
مقصود
خداوند در اين آيه، در باره ازدواج با كنيزان سخن گفته، مىفرمايد:
(وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ): ابن عباس و سعيد بن جبير و مجاهد و قتاده و سدى گويند: يعنى ثروتى ندارد كه بتواند با زنان آزاد و با ايمان ازدواج كند و مهر و نفقه ايشان را بدهد.
(فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ): چنين كسى مىتواند با كنيزان با ايمان ازدواج كند زيرا مهر كنيزان كمتر و مخارج آنها عادة سبكتر است. منظور اين است كه با كنيز غير ازدواج كنند و گرنه اجماعى است كه انسان با كنيز خود نمىتواند ازدواج كند. روايتى بهمين منظور از امام باقر (ع) نقل شده جابر و عطا و ابراهيم و ربيعه گويند: شخص اگر چه توانايى مالى هم داشته باشد، مىتواند با كنيزان ازدواج كند. لكن قول اول صحيح است و نظر اكثر فقها همان است.
از آيه برمىآيد كه ازدواج با كنيز كتابى صحيح نيست، زيرا جواز ازدواج، مقيد به ايمان شده است و مذهب شافعى و مالك هم همين است.
(وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ): خداوند بايمان شما داناتر است. يعنى وظيفه شما اين است كه در اين حكم بظاهر اشخاص نگاه كنيد چه پى بردن به باطن اشخاص ممكن نيست، تنها خداوند، عالم بباطن و مطلع از ضمير مردم است.
بعضكم من بعض: در باره اين جمله دو قول است:
١- مقصود اين است كه همه شما اهل ايمان و تابع يك دين هستيد، بنا بر اين نبايد بعادت اهل جاهليت، كنيزان را مورد طعن و سرزنش قرار دهيد.
(فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ): با كنيزان با ايمان، با اجازه