ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٩ - مقصود
روايت شده و مختار طبرى نيز همين است.
در باره اين كه اين استثناء از چيست، اختلاف كردهاند: مفسران گويند استثناء از اخذ مال است. اصم گويد: پيش از آنى كه براى زنان حدى تعيين شود، كيفر زناكارى آنان دادن پول بود، سپس نسخ شد. ابو على جبايى و ابو مسلم گويند: استثناء از حبس و امساك است جز اين كه ابو على آيه را منسوخ مىداند.
(وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ): با آنها درآميزيد به نيكى: اداء حقوق ايشان، اعم از انصاف در قسمت، نفقه و خوبى سخن و رفتار. گفتهاند: معروف اين است كه او را نزند و سخن بد باو نگويد و با او گشادهرو باشد و گفتهاند مقصود اين است كه هر طور او رفتار مىكند مرد هم همانطور رفتار كند.
(فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَ): اگر از صحبت و نگاهدارى ايشان كراهت داريد.
(فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً): ممكن است چيزى را مكروه شماريد و خداوند براى شما در آن خير بسيارى قرار بدهد مثل اينكه فرزندى به شما دهد يا محبت او را در دل شما قرار دهد. ابن عباس و مجاهد چنين گفتهاند. پس مقصود اين است كه: در طلاق آنها عجله مكنيد، شايد خداوند خير بسيارى براى شما در ايشان قرار دهد. در اين آيه مردان تشويق شدهاند كه نسبت بزنانى كه بآنها بى علاقه هستند، شكيبا باشند و با اينكه از مصاحبت ايشان كراهت دارند، در صورتى كه ضرر بدنى يا دينى يا مالى متوجهشان نباشد، آنها را نگهدارى كنند.
ممكن است ضمير «فيه» به آنچه مكروه است برگردد يعنى: شايد خداوند در آنچه مكروه مىشماريد خير بسيارى قرار دهد و اين معنى با معناى اول فرقى ندارد.
اصم گويد: يعنى خداوند در فراق شما از ايشان خير بسيارى قرار مىدهد.
گفته است نظير آن:(وَ إِنْ يَتَفَرَّقا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ) است (سوره نساء آيه ١٣٠) يعنى اگر جدا شوند خداوند از گشايش خود هر كدام را بىنياز مىسازد. قاضى گويد:
اين مطلب بعيد است. زيرا خداوند تشويق كرده است كه مردان مصاحبت خود را با زنها ادامه دهند. چگونه آنها را بر مفارقت تشويق مىكند؟!