ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣١١ - لغت
بيان آيه ٩٥ و ٩٦
قرائت
اهل مدينه و شام و كسايى و خلف «غير اولى الضرر» به نصب «غير» و- ديگران به رفع قرائت كردهاند. رفع بنا بر اين است كه صفت «القاعدون» باشد.
چنان كه عقيده سيبويه است و در مورد:(غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ.) نيز گفته است:
صفت براى «الذين» مىباشد. نظير شعر لبيد.
|
و اذا جوزيت قرضاً فاجزه |
انما يجزى الفتى غير الجمل |
|
يعنى: هنگامى كه قرضى بتو داده شد يا كار نيكى در باره تو انجام دادند، تو هم جبران كن. جوانمردان جبران كار نيكو مىكنند، نه شتران. (در اين بيت «غير» صفت براى «الفتى» است) بنا بر اين معناى آيه اين است: «تخلف كنندگان از جنگ كه مرضى و مانعى ندارند با جهاد كنندگان برابر نيستند» و اما نصب «غير» بنا بر اين است كه استثناى از «القاعدون» باشد و «يستوى» از افعالى است كه احتياج بدو فاعل يا بيشتر دارد، بنا بر اين معناى آيه اين است: «تخلف كنندگان از جنگ با جهاد كنندگان برابر نيستند مگر آنان كه دچار مرض و ضررى باشند». زجاج گويد: ممكن است «غير» حال باشد. و معناى آيه اين است: «تخلف كنندگان از جنگ در حالى كه تندرست هستند، با جهاد كنندگان برابر نيستند. نظير: «جاءني زيد غير مريض» يعنى زيد در حالى كه سالم بود، پيش من آمد. ممكن است «غير» را مجرور كنيم تا صفت براى «المؤمنين» باشد. لكن قرائت نشده است.
لغت
ضرر: نقصان، هر چيزى كه براى انسان كمبودى بوجود آورد، مثل: كورى، بيمارى و علت،