ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٩ - اعراب
بيان آيه ٤٦
لغت
لىّ: فتيله كردن و پيچيدن.
السنه: جمع لسان، آلت كلام، زبان، لغت مثل(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ) (سوره ابراهيم ٤) يعنى: هر پيامبرى را بلغت و زبان قومش فرستاديم.
طرفه گويد:
|
و اذا تلسننى السنها |
اننى لست بموهون فقر |
|
هر گاه زبانهاى ايشان با من سخن گويند، من ضعيف و شكسته پشت نيستم.
طعن: گفته مىشود طعن به نيزه و طعن بزبان، منظور با نيش نيزه زدن و نيش زبان زدن است.
اعراب
(مِنَ الَّذِينَ): در باره «من» دو وجه است: ١- بيان از براى(الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ) بنا بر اين عامل آن «اوتوا» است كه در صله «الذين» است و ممكن است در صله «الذين» نباشد، مثل: «انظر الى النفر من قومك ما صنعوا» يعنى: به گروهى كه از قوم تواند نظر كن كه چه كردند. ٢- اينكه بنا بر استيناف و استقلال كلام باشد و تقدير اين است: «من الذين هادوا فريق» و موصوف حذف شده است بقرينه صفت(يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ) چنان كه ذو الرمه گويد:
|
فظلوا و منهم دمعه سابق له |
و آخر يثنى دمعة العين بالمهل[١] |
|
[١]- جمله« دمعه سابق له» موصوفش حذف شده يعنى« و منهم رجل دمعه سابق له و منهم رجل آخر ...» يعنى آنان بگريه درآمدند، برخى از آنها اشكش پيشى مىگرفت و برخى اشك چشم را بمدارايى ثنا مىگفت.