ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٤ - مقصود
(تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ) (سوره يونس ١٠٠) يعنى هيچ نفسى را نسزد جز بلطف خداوند ايمان آورد. ٢- رفع مانع و تخليه. مثل: و(ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ) (سوره بقره ١٠٢) يعنى آنها بكسى ضرر نمىرسانند جز به اينكه خداوند جلو آنها را بازگذارد ٣- امر مثل آيه مورد بحث.
(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ): هنگامى كه نفس خود را با انجام معصيت و فراهم كردن اسباب عقوبت و عذاب. ضرر رسانيدند و خود را از ثواب كار نيكو محروم كردند يا بقولى بوسيله كفر و نفاق در باره خود ستم كردند.
(جاءُوكَ): اگر بعنوان توبه پيش تو مىآمدند.
(فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ): و خدا را بخاطر گناهانشان استغفار مىكردند و دست از كردار گذشته خود مىكشيدند.
(وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ): و پيامبر براى ايشان استغفار مىكرد. در اينجا بنا بر عادت مرسوم عرب، از خطاب به غيبت متوجه مىشود.
(لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً): اين جمله را دو جور ممكن است معنى كرد: ١- مغفرت خداوند را نسبت بگناهان خود و رحمت او را مىيافتند.
٢- به توبه پذيرى و رحم خداوند، عالم مىشدند. كلمه و جدان بمعنى علم و بمعنى ادراك مىآيد، لكن خداوند ادراك شدنى نيست، بنا بر اين كلمه را نبايد به معناى ادراك كه ظاهر آن است حمل كرد.
اين آيه، با تاكيد هر چه بيشتر، بطلان قول جبريان را ثابت مىكند. چه آنها مىگويند: اراده خداوند اين است كه گروهى از مردم امر پيامبران را اطاعت كنند و گروهى امرشان را مخالفت كنند. حال آنكه خداوند مىفرمايد:(ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ) يعنى پيامبرى نفرستاديم جز براى اينكه از او اطاعت شود.
حسن در باره اين آيه مىگويد: دوازده تن از منافقان، با يكديگر قرار گذاشتند كه حيلهاى نسبت به پيامبر بكار برند و به او آسيبى رسانند. از اينرو جبرئيل نازل شد و به او خبر داد. پيامبر فرمود. گروهى كه داخل شدهاند. مىخواهند كارى كنند