ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٠ - مقصود
مقصود
در اين آيه خداوند باز هم بشرح حال منافقان پرداخته، مىفرمايد:
(فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ): چرا در باره اين منافقان، دو دسته شدهايد و دستهاى از شما ايشان را تكفير مىكنيد و دستهاى ديگر ايشان را تكفير نمىكنيد.
(وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا): ابن عباس گويد: يعنى خداوند بواسطه اظهار كفر، ايشان را به حكم كفار برگردانده است. قتاده گويد: يعنى خداوند ايشان را بواسطه كفر هلاكشان كرده است. ابو مسلم گويد: يعنى خداوند ايشان را خوار گردانيد تا بر كفر خود پايدار بماندند. و اگر ترديدى در اين باره داشتند، ترديد آنها برطرف شد، از اينرو خداوند خبر مىدهد كه آنها را خوار و بكفرشان باز گردانيده است.
(أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ): آيا مىخواهيد به هدايت كسى حكم كنيد كه خداوند به گمراهيش حكم كرده و او را گمراه ناميده است؟ برخى گفتهاند: يعنى مىخواهيد كسانى را هدايت كنيد كه خداوند خوارشان كرده و مثل مردم مؤمن به ايشان توفيق ايمان نه بخشيده است؟ زيرا ايشان بر اثر معصيت و مخالفت، مستحق اين خوارى و اين كيفر هستند و خدا بگمراهى ايشان حكم كرده و آنها را بخود واگذارده است.
ابو على جبايى گويد: يعنى آيا مىخواهيد كسانى را به راه بهشت هدايت كنيد، كه خداوند ايشان را از راه بهشت، گمراه كرده و از ثواب محروم ساخته است؟ سپس بر قول اول طعنه زده است كه اگر منظور نامگذارى و حكم بود، مىگفت: «من ضلل اللَّه» (يعنى كسى كه خداوند به او نسبت گمراهى داده است) و نه «من اضل اللَّه» (يعنى كسى كه خدا گمراهش كرده).
لكن اين ايراد ناوارد است زيرا عرب: «اكفرته و كفرته» هر دو را استعمال مىكند و از آنها يك معنى اراده مىكند چنان كه كميت گويد:
|
و طائفة قد اكفرونى بحبكم |
و طائفة قالوا مسيء و مذنب |
|
يعنى گروهى بدوستى شما بمن نسبت كفر دادند و گروهى نسبت كفر ندادند ولى گفتند: گناهكار است: (بنا بر اين: اضل و ضلل هم فرقى ندارند.)