ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧١ - مقصود
باشد زيرا اين جهل است كه انسان را به معصيت دعوت مىكند و معصيت را در نظر او آرايش مىدهد. ابن عباس و عطا و مجاهد و قتاده اين وجه را پذيرفتهاند.
امام صادق (ع) فرمود: هر گناهى كه انسان مرتكب شود، اگر چه عالم باشد، هنگامى كه معصيت پروردگار در دلش خطور مىكند، جاهل است. خداوند از قول يوسف نقل كرده است كه:
(هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ) (سوره يوسف آيه ٨٩) يعنى آيا دانستيد هنگامى كه جاهل بوديد با يوسف و برادرش چه كرديد. در اينجا به برادران يوسف بواسطه اينكه خواستند معصيت خدا كنند، نسبت جهل داده شده است.
٢- معناى جهالت اين است كه آنها بكنه كيفرى كه در عمل زشت است، پى نبردهاند. اين وجه از فراء است.
٣- جبائى گويد: مقصود اين است كه آنها جاهلند كه عملشان گناه است، از اين رو گناه را مرتكب مىشوند ولى دليلى اقامه مىكنند كه آن عمل را از صورت گناه خارج مىسازد يا از ميزان قبح آن مىكاهد. رمانى اين وجه را ضعيف شمرده است. زيرا با عقيده مفسران مخالف و مستلزم اين است كه اگر كسى با علم بگناه، مرتكب گناه شود توبهاش قبول نشود چه جمله:(إِنَّمَا التَّوْبَةُ ...) مفيد اين است كه توبه اختصاص بآنهايى دارد كه در آيه بيان شده است. ابو العاليه و قتاده گويند: صحابه اجتماع كردهاند بر اينكه: هر گناهى كه انسان مرتكب شود از روى جهالت است. زجاج گويد: گناه، جهالت است بواسطه اينكه انسان لذت فانى را بر لذت جاودانى ترجيح مىدهد. بنا بر اين آنها در انتخابشان جاهلند. مقصود از اين كه بزودى توبه مىكنند( (ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ)) اين است كه پيش از مرگ توبه مىكنند چه ميان انسان و مرگ، قرب است پس توبه وقتى قبول مىشود كه پيش از يقين بمرگ باشد. حسن و ضحاك و ابن عمر مىگويند:
مقصود اين است كه پيش از مشاهده مرگ توبه كنند. سدى گويد: مقصود اين است كه در حال صحت و پيش از بيمارى و مرگ توبه كنند. از امير المؤمنين (ع) روايت شده است كه: پرسيدند اگر چند بار توبه كند و توبه را بشكند، چطور؟ فرمود: خدا او را