ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٣ - مقصود
كفارند و در باره كفار در جمله بعد مىفرمايد:
(وَ لَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ): آنهايى كه در حال كفر مىميرند و پس از مرگ پشيمان مىشوند، توبه ندارند.
(أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً): براى آنان عذابى دردناك فراهم كردهايم.
علت اينكه خداوند توبه انسان را در حال بيمارى و يأس از زندگى نمىپذيرد، اين است كه در اين حالت براى ترك زشتىها و انجام كارهاى نيكو مجبور است و شخص مجبور تكليف ندارد و بر كار نيك و بد خود مستحق مدح يا ذم نيست و كسى كه تكليف از او برداشته شده است، توبهاش صحيح نيست. بهمين جهت است كه اهل آخرت تكليفى ندارند و توبهشان مقبول نيست.
برخى بظاهر(أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً) استدلال كردهاند بر اين كه: عقاب مؤمنانى كه مرتكب گناه كبيره شده و بدون توبه مردهاند حتمى است. لكن آنچه از آيه استنباط مىشود، اين است كه معناى مهيا كردن عذاب براى ايشان، آفرينش آتشى است كه در آن گرفتار خواهند شد. اين مطلب مسلم است و ظاهر آيه مقتضى اين است كه آنان مستوجب دخول آتش هستند ولى مقتضى اين نيست كه حتماً بر طبق استحقاق ايشان عمل خواهد شد (چه بسا عفو خدا يا شفاعت شفاعت كنندگان شامل حالشان شود) اين احتمال هم مىتوان داد كه: «اولئك» اشاره به آنهايى باشد كه با كفر مىميرند و بنا بر اين عذاب، براى كسانى مهيا شده است كه اينطور بميرند، نه گنهكارانى كه بى توبه بميرند يا دم مرگ توبه كنند، چه در اين صورت، مشار اليه دور خواهد بود و با بودن مشار اليه نزديك، احتياجى به اينكه مشار اليه دور را قصد كنيم نداريم.
احتمال ديگرى كه ممكن است داد، اين است كه: خداوند براى آنان عذاب آماده كرده است و اگر بخواهد عادلانه با آنها رفتار كند مستحق عذابند ولى اگر مشيتش به عفو تعلق گيرد، از عذاب نجات مىيابند. فايده اين بيان اين است كه به آنها اعلام شود كه بر اثر چنين اعمالى مستحق عقاب مىشوند و موظفند كه خود را از آن ايمن