ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٤ - اعراب
ترجمه:
و همچنين مردم را از حال آنها مطلع كرديم تا بدانند كه وعده خدا حق است و در باره قيامت ترديدى نيست. (اين كار را هنگامى كرديم) كه ميان خويش در باره كار آنها اختلاف كرده، مىگفتند: بر آنها بنايى بسازيد. پروردگارشان بكارشان داناتر است و كسانى كه بر كار آنها غلبه يافته بودند، گفتند: بر آنها مسجدى مىسازيم.
خواهند گفت: آنها سه تن بودند و چهارمشان سگشان بود و گويند: آنها پنج تن بودند و ششم ايشان سگشان بود و تير بتاريكى مىافكنند و از غيب خبر مىدهند.
و گويند: آنها هفت تنند و هشتم ايشان سگشان خواهد بود. بگو: پروردگارم به عده آنها داناتر است. جز كمى از مردم، كسى عده آنها را نمىداند. در مورد آنها مجادله مكن، مگر مجادلهاى آشكار و در باره ايشان از هيچيك از اهل كتاب، نظر مخواه و در باره هيچ چيز مگو كه فردا انجام ميدهم، مگر اينكه خدا بخواهد و هر گاه فراموش كردى، خدا را ياد كن و بگو: شايد پروردگارم مرا به چيزى هدايت كند كه از اين به صواب نزديكتر باشد.
تعداد آيات:
تعداد اين آيات چهارتاست. لكن برخى «الا قليل» را پايان آيه ٢٢ دانستهاند و برخى «غداً» را پايان آيه ٢٣ دانستهاند.
لغت:
عثر: اطلاع. اعثار: مطلع ساختن. عاثور: گودالى است كه براى شكار شير حفر مىكنند.
مراء: جدال
اعراب:
(إِذْ يَتَنازَعُونَ): ممكن است منصوب به «اعثرنا» يا به «ليعلموا» باشد.
علت اينكه: در(وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ) واو آورده و در(رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ) و ... نياورده اين است كه در اينجا جمله(وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ) عطف است بر جمله «سبعة» به تقدير