ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٦ - مقصود
لكن در مورد( ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ) بصورت اضافه، در ميان برخى از عرب، معمول است.
ابو على مىگويد: اضافه اين عدد، هم بمفرد جايز است مثل «ثلاثمائة رجل» و هم به جمع، مثل:
|
فما زودوني غير سحق عمامة |
و خمس مئى منها قسى و زائف |
|
يعنى: آنها جز عمامهاى كهنه و پانصد درهم كه برخى از آنها قلب و فاسد بود، براى من باقى نگذاشتند. (در اينجا «مئى» جمع «مائة» است) اگر «مائة» را بنصب، بخوانيم، درباره نصب «سنين» دو قول است: يكى اينكه بدل يا عطف بيان است. ديگر اينكه تميز است. مثل:
|
اذا عاش الفتى ماتين عاماً |
فقد ذهب اللذاذة و الفتاء |
|
يعنى: هر گاه انسان دويست سال عمر كند، لذت زندگى و جوانى را از كف مىدهد. در اينجا «عاماً» تميز است.
ابن عامر و روح و زيد و سهل، «الا تشرك» به صيغه نهى و ديگران «لا يشرك» خواندهاند لكن قرائت دوم، از قرائت اول بهتر است، زيرا مرجع ضمير ذكر شده و قبلا ضماير سوم شخص بكار رفته است.
مقصود:
اكنون خداوند، در باره مدت خواب اصحاب كهف، مىفرمايد:
(وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً): اصحاب كهف، از روزى كه قدم بداخل غار گذاشتند، تا وقتى كه خداوند آنها را بيدار و مردم را از حال ايشان آگاه كرد، سيصد و نه سال، در غار خوابيدند.
در اينجا براى «تسع» تميز نياورده، زيرا با ذكر «سنين» نيازى به تكرار آن نيست. مثل «عندى مائة درهم و خمس».
(قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا): اگر اهل كتاب، در اينباره با تو بحث كردند، بگو:
خداوند بمدت درنگ ايشان در غار، داناتر است. علت اين است كه نصاراى نجران گفتند: ما سيصد سال را شناختهايم، لكن از نه سال خبرى نداريم.