ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٨ - مقصود
من تحتها: اهل مدينه و اهل كوفه- بجز ابو بكر و سهل- بكسر ميم و ديگران بفتح خواندهاند. منظور جبرئيل يا عيسى است، لكن ارجح اين است كه منظور عيسى است.
تساقط: حفص از عاصم بضم تاء و كسر قاف و حماد از عاصم و بصير از كسايى و يعقوب و سهل به ياء و تشديد سين و حمزه بفتح تاء و تخفيف سين و ديگران بفتح تاء و تشديد سين خواندهاند. همه اينها از لحاظ معنى يكى است.
لغت:
قصى: دور:
اجاء: فعل «جاء» گاه با همزه و گاه با باء متعدى مىشود. شاعر گويد:
|
و جار سار معتمداً علينا |
اجاءته المخاوف و الرجاء |
|
يعنى. همسايهاى كه به اعتماد ما حركت كرد، ترسها و اميدها او را نزد ما آورد.
سرى: نهر.
قرور: روشنايى چشم.
جنى: ميوهاى كه چيده شده است.
فرى: دروغ.
اعراب:
عينا: تميز نسبت.
(كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا): «كان» در اينجا فعل تام و به معناى «وجد» است. «صبيا» حال است. نظير( وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ) كه در آنجا نيز «كان» فعل تام است. در شعر زير نيز «كان» تام است:
|
اذا كان الشتاء فادفؤنى |
فان الشيخ يهدمه الشتاء |
|
يعنى: هر گاه زمستان نشد، مرا گرم كنيد كه زمستان، پير را از پاى در مىآورد.
مقصود:
(قالَ كَذلِكِ): جبرئيل هنگامى كه تعجب مريم را از شنيدن آن بشارت مشاهده