ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٢ - لغت
تعداد آيات:
كوفيان مىگويند شش آيه و ديگران مىگويند پنج آيه است. اختلاف در(كهيعص) است.
قرائت:
كهيعص: ابو عمرو به اماله هاء و فتح ياء خوانده است. ابو على فارسى گويد:
اين حروف در حقيقت اسم هستند و از اين جهت اماله آنها جايز است. كسايى ياء را هم اماله كرده است.
يرثنى و يرث: ابو عمرو و كسايى هر دو فعل را بجزم خواندهاند. وجه آن اين است كه در جواب دعا واقع شدهاند.
لغت:
وهن: سستى.
اشتعال: شعلهور شدن آتش. جمله «اشتعل الرأس شيبا» از بهترين استعارات است. يعنى پيرى همچون شعله آتش، موهاى سر را فرا گرفت. شاعر گويد:
|
ان ترى رأسى امسى واضحا |
سلط الشيب عليه فاشتعل |
|
يعنى: اگر سرم را آشكار مىنگرى، بخاطر اين است كه آتش پيرى در آن افروخته شده است.
دعاء: نيايش و درخواست حاجت در مقابل دعا، اجابت و در مقابل امر طاعت است.
موالى: جمع مولى يعنى پسر عموها كه تابع نسب هستند. ابن انبارى در كتاب «مشكل القرآن» گويد: مولى به هشت معنى اطلاق مىشود: منعمى كه آزاد كند، شخصى كه آزاد شود، دوست، سرپرست و صاحب اختيار، پسر عمو، همسايه، داماد و هم قسم. او براى هر يك از اين معانى شاهدى آورده است.
عاقر: زن نازا. بمرد عقيم نيز «عاقر» گفته مىشود. شاعر گويد:
|
لبئس الفتى ان كنت اسود عاقرا |
جباناً فما عذرى لدى كل محضر |
|
يعنى: اگر سياه و عقيم و ترسو باشم، بد جوانى هستم و در هيچ محضرى