ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣ - شأن نزول
صبى و صبيه، غلام و غلمة. اما غنى و غنيه، صحيح نيست.
ضربنا على آذانهم: خواب را بر آنها مسلط كرديم. اين كلام بسيار فصيح است. شاعر گويد:
|
و من الحوادث لا أبا لك اننى |
ضربت على الارض بالاسداد |
|
يعنى: يكى از حوادث، اين است كه من راهها را در روى زمين گم كردهام! حزب: جمعيت.
امد: پايان مدت.
اعراب:
سنين: ظرف زمان و مفعول فيه عددا: يا مفعول مطلق است يا صفت «سنين» يعنى: «سنين ذات عدد» و مقصود زيادى سالهاست.
امدا: ممكن است تميز و معمول «احصى» به تقدير «احصى الامد» و ممكن است منصوب به «لبثوا» باشد.
برخى از بزرگان گفتهاند: جايز نيست كه «احصى» صفت تفضيل باشد، بلكه بايد فعل ماضى باشد، زيرا در قرآن كريم(أَحْصاهُ اللَّهُ) (مجادله ٦) بكار رفته است. ديگر اينكه: هر جا بعد از صفت تفضيل، تميز آورده شود، در حقيقت، تميز فاعل است. در حالى كه در آيه ممكن نيست «امد» فاعل باشد. بنا بر اين «احصى» فعل و «امد» مفعول به است.
شأن نزول:
گويند:
- قريش نضر بن حرث بن كلده و عقبة بن ابى معيط را نزد بزرگان يهود فرستادند و گفتند از آنها در باره محمد سؤال كنيد و اوصاف او را براى ايشان شرح دهيد و آنها را به سخنان پيامبر آگاه سازيد، زيرا آنها داراى كتابند و از علم انبياء چيزهايى مىدانند كه ما نميدانيم.
آنها بمدينه رفتند و پيام قريش را به بزرگان يهود رسانيدند، گفتند: